مکتب طب سنتی ایران

طب مزاج یکی از شاخه های بسیار مهم در طب قدیم به حساب می آمد و در میان تقریباً تمام مکاتب طبی بخشی شاخص محسوب می شد .اساساًپایه طب ایرانی بر اخلاط بوده به این صورت که اطباءبا توجه به طبع و مزاج افراد مواد غذایی مجاز و غیر مجاز را به افراد معرفی می کردند . افراد هم از همان کودکی به مزاج خود آگاه بودندوتغذیه خود را بر آن اساس تنظیم می کردند . رازی از بزرگترین اطبای ایرانی ، در کنار کتابهای پزشکی خود ،کتابی در مورد" منافع الاغذیه و مضارها "داردو در آن تاکید می کند، پزشک تا جایی که می تواند از غذا استفاده کند، نباید سراغ دارو برود .[1]در طب قدیم ایرانی هم که یکی از منابع طب در دوره پس از اسلام بود نیز ،به همین گونه بود .ودر مان بسیاری از بیماریها با توصیه های اخلاطی و اینکه چه غذایی برای چه طبعی مناسب است معالجه می شد.

در اعتقاد حکمای قدیم ایران باستان ، عناصر اصلی تشکیل دهنده جهان و خلقت ،عناصر اربعه که عبارت بود از آب،باد،خاک،آتش بودند.هم بدن انسان و هم خوراک دارای همین ترکیب بود . در دین زرتشتی از این عناصر موجود در بدن انسان به نام آیگونه(اخلاط)تعبیر می شود.اخلاط بدن همواره در معرض هجوم نیروهای اهریمنی قرار گرفته و با نیستی روبروهستندو خلط های موجود در خوراک به آنها یاری کرده و اثرات حملات نیروهای اهریمنی را خنثی می کنند."نم ورطوبت اندرونی خوراک با نم خلطی که در سرشت است پیوند خورد تا به سبب خشکی اهریمنانه از بین نرود و آتش خلطی که در در سرشت است پیوند خورد تاآتش خلطی به سبب سردی اهریمنانه از هم نگسلد ."[2]بنابراین خوراک نزد ایرانیان زرتشتی نه تنها سیر کننده شکم ،بلکه عاملی است برای پایش بدن و آماده کردن آن برای حرکت در مسیر اهورایی.آنها حفظ سلامتی کامل را در تناسب خلط های بدن انسان می دانستندو اگر چنانچه این تناسب با بی درایتی و گزافه گویی به هم می خورد، با دارو این وضعیت را از میان بر می داشتند.

علاوه بر این ،مکتب طب سنتی ایران بر پایه طب اخلاطی  یا مزاجی بنا نهاده شده است یعنی تشخیص بیماری و درمان آن بر پایه شناخت ارکان و عناصر چهارگانه آب ،باد،خاک ،و آتش واخلاط چهارگانه، خون ، بلغم ،صفرا،و سودا،است. بر اساس این مبانی کلی می توان پیشگیری  ودرمان را به سه بخش عمده تقسیم بندی کرد: ا-درمان و پیشگیری با غذا 2-درمان و پیشگیری با داروشامل مواد گیاهی ، حیوانی و معدنی 3-درمان و پیشگیری بوسیله دست (که در طب سنتی شامل حجامت تر ،حجامت خشک،فصد،باد کش ،مالش،جراحی (داغ کردن و...)،فشار درمانی و غیره.

بنابراین آنها حفظ سلامتی کامل را در تناسب خلط های بدن انسان می دانستند و اگر این تناسب به هم می خورد ،با تغییر در مزاج آن را متناسب می کردند.در طب ایران  باستان ،تمام اجزاءعالم از جمله سیارات هم دارای یکی از طبع های چهارگانه بودند . افراد به نسبت آنکه در چه زمانی به دنیا آمده باشند و سیاره غالب زمان انعقاد نطفه و نیز زمان تولد چه بوده است ، نه تنها بر مزاج فرد ،بلکه بر سیر تکوین زندگی او تا پایان عمر نیز تاثیر گذار بوده است.[3] ابن سینا می گوید :خداوند در بدن آدمی نیرویی قرار داده است تاصحت و سلامتی را حفظ ،و بیماری را از بین ببرد. این نیرو که در اصل نیروی تدبیر کننده بدن است را اطبای قدیم ،طبیعت یا امور طبیعیه می نامیدند . به عبارتی دیگر امور طبیعیه اموری است که تعادل بدن را از هر جهت حفظ نماید و در کتب مختلف این امور ، با اختلاف ذکر شده است.[4]

 باتوجه به این موضوع در همه این مکاتب طبی، به چهار عنصر آب و خاک و باد و آتش معتقد بودند و وجود آدمی رااز این چهار عنصر می دانستندودخالت این چهار مایع را در کلیه حالات بدنی اعم از تغییرات فیزیولوژیک و پیدایش بیماریها و بهبود حال بیماران موثر دانسته اند.



[1].رازی . محمدبن زکریای .منافع الاغذیه و مضارها .ترجمه عبد العلی علوی نائینی .تابان .تهران.ص2

[2].کتاب سوم دینکردترجمه فریدون فضیلت .مهر آیین.تهران1384ص173

[3]. راسته آموزه پزشکی مغان .گزارش رهام اشه.مسعود میرشاهی .نشراساطیر1383.ص.46.نودهی،مقاله ص 3

[4] سالاروند.252.مروری کامل بر امور طبیعیه در مبانی نظری طب سنتی ایران

+ تعداد بازدید : 192 |
نوشته شده توسط رسول در جمعه 26 مرداد 1397 و ساعت 2:41
سئو سایت ساخت وبلاگ افزودنی های بتن
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]