اگرچه از تاريخچه بهداشت رواني در ايران اطلاعات كافي در دسترس نيست ولي از مدارك ناكافي بدست آمده و با توجه با اعتقادات مذهبي ، سنت و علمي آن زمان در كشورهاي ايران و عربي مي توان قبول كرد كه رفتار يا بيماران رواني به محو مطلوب انجام مي شود و از زمانهاي قديم معلمخايي براي نگهداري بيماران رواني وجود داشته است اكثر تصورها اين است اكثر تصورها اين است كه علوم پزشكي يونان در نگرش كشورهاي عربي زبان و ايران تأثير گذاردهولي شواهد وجود داشته و از كتابهاي يوناني حتي به صورت ترجمه در اين مدرسه استفاده مي شد .

از زمان ساسانيان در جندي شاپور اهواز براي بيماران رواني مكان بخصوصي تركيب يافته و در قرن هشتم چندين بيمارستان در بغداد وجود داشته است كه از پرشكان حاذق در اسلام ابو علي سينا و نيز مانند زكرياي رازي براي بيماران رواني كه آنها را هر مريض هاي دماغي نيز ميگفتند دستورات دارويي تجويز مي كرد ابوعلي سينا براي درمان بيماران رواني عقيده به تلقين داشت و به عقيده اكثر مورخان به پيوند اعصاب را براي اولين بار عرضه كرده است از تأليفات او مي توان به كتاب قانون كه معرفيت جهاني دارد اشاره كرد كه در اين كتاب فصولي براي بيماران رواني وجود دارد كه تا چند قرن در كتب اروپاييچنين چيزي ه بشخ نمي خورد و همچنين در كتاب (شفا) كه مربوط به فلسفه است دربارة مزاجها آنها را به چهار نوع ملانكولي دموي صفرايي ، بلغمي ، يودايي ، اشاره كرد ابعاد سرشتي در سايت پاتولوژي بيماران داشته است حدود دو دهة قبل براي اولين بار نخستين كتاب بهداشت رواني توسط دكتر سعيد شاملو به رشته تحرير درآمد در اين زمان در ايران تنها عدة محدودي نسبت به اين موضوع بسيار مهم توجه ، علاقه و يا اطلاعات دقيق و صحيحي داشته اند و مسئله بهداشت رواني نه تنها مطرح نبود بلكه حتي از سوي مسئولان و متخصصان به درمان بيماران رواني كه به سبب مشكلات فردي و اجتماعي بايد مورد توجه قرار گيرند .

در سالهاي اخير در كشور ايران مانند ساير كشورهاي جهان علاقه مخصوص هم از طرف مقامات دولتي و هم از جانب مردم به امر بهداشت رواني نشان داده است اگر چه هنوز مدت زماني از توجه علاقه نگذشته ولي اثرات آن در بهبود اوضاع بيمارستانها و بكاربردن روشهاي صحيح در پيشگيري مشاهده مي گردد تأثير وقايع مهم زندگي بر سلامي بارها و به دفعات نشان داده شده است .

11- تعريف مفاهمي بداشت رواني :

فرهنگها ، سازمانها ، مكاتب روانشناسي در تعريف بهداشت رواني مفاهيم مختلفي بكار مي روند فرهنگ بزرگ لاروس ، بهداشت رواني را چنين تعريف مي كنند استعداد رواني براي هماهنگي ، خوشايند و مؤثر كاركردن براي موقعيتهاي دشوار ، انعطاف پذير بودن و بازيابي تعادل خود توانايي داشتن . 

سازمان جهان بهداشت رواني را چنين تعريف مي كند .

« بهداشت رواني در مفهوم كلي بهداشت جاي ميگردد بهداشت رواني يعني توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي ، رواني و جسمي در يك تعاريف همانطور ، كه ملاحظه مي شود سازگاري با محيط اهميت زيادي دارد .

شخصي كه بتواند با محيط خود و اعضاي خانواده و همكاران و به طور كلي اجتماع خوب سازگار شود از لحاظ بهداشت رواني به هنجار خواهد بود و اين شخص با تعادل رواني رضايت بخش پيش خواهد رفت ، تعارض هاي خود را با دنياي بيرون و درون حل خواهد كرد و در مقابل ناكاني هاي اجتناب پذير زندگي مقاومت خواهد داشت اگر كسي توان اين كارها را نداشته باشد در نتيجه با محيط خود به شيوه نا مناسب و دور از انتظار برخورد كند از نظر رواني بيمار محسوب خواهد شد زيرا با اين خطر روبرو خواهد بود كه تعارضها حل نشده خود را بصورت نوروز اختلالات خفيف رفتاري ، نشان دهد و به شخص نو روتيك تبديل خواهد شد . بنابراين بهداشت رواني مردم از اهميت بسازي برخوردار است و به همين دليل امروز جوامع مختلف بسيج شده اند تا سياستهاي مربوط به بهداشت رواني و پيش بيني بيماران رواني را سازمان دهند .


سلامت روان عبارتست از :

برخورداري از شخصيت خوش آيند و توانايي گرد آمدن 

شخصي كه احساس خوشبختي مي كند و درباره خويشتن احساسات خوبي دارد و در زندگي مي برد .

شخصي كه خود را مسئله زندگي روابط خود مي داند . 

شخص كه مي تواند با امور زندگي و محيط سازگار شود .

شخصي كه مي تواند از گذشته اش ياد بگيرد . ( شعاري نژاد ، 1371 ، ص41)       


12- صلامت روان از نظر آلپورت :

گوردن آلپورت يكي از نخستين روانشناسايي بود كه توجه خود را به شخصيت سالم معطوف دانست از نظر وي افراد سالم در سطح معتدل و آگاهي عمل مي كنند ، از قيد و بندهاي گذشته آزادند از نيروهايي كه آنها را هداست مي كنند همدفها و انتظارهايي است كه از آينده دارند آلپورت از افراد برخوردار از سلامت روان به عنوان انسان بالغ ياد مي كند و براي آن هف ذكر مي كند كه عبارتند از :

گسترده مفوم خود ، ارتباط صميمانه با ديگران ، امنيت عاطفي ، ادراك واقع بينانه و مهارت در وظايف ، عينيت بخشيدن به خود و وظيفه يگانه ساز زندگي به نظر آلپورت هرچه شخص با فعاليتهاي مردم و انديشه هاي متنوع در ارتباط باشد سلامت رواني بيشتري دارد شخص  سالم مي تواند به پدر و مادر فرزندان همسر يا دوستان نزديكش صميميت نشان دهد تصور شخس نسبت به خود و نيز از اهميت زياد برخوردار است.

نكتة مهم اينكه خود را با تمام كمبود و نقاط مثبت آن مورد قبول واقع شود و هر چه شخص را واقع بيني به خود بنگرد سلامت رواني او بيشتر است آلپورت خصيصة امنيت عاطفي را با ناكامي خوانده است اشخاص سالم ، موانع را تحمل مي كنند تسليم ناكامي نمي شوند بلكه براي هدفها يا هدفهاي ديگري كه جايگزيني هدفهاي پيشين ساخت اند شيوه هاي متفاوتي كه از ناكامي كمتري برخوردار باشند بكار مي گيرند .

شخصيت سالم و بالغ شخصيتي است كه بتواند عينيت خود را نشان دهد و خود را بهتر بشنايد انساني كه به مرتبه برتري از بصيرت نفس رسيده باشد صفت منفي خود را به ديگران فرا نمي افكند .

آلپورت ضمن تأكيد مراتب كار  معتقد است كه حس تعهد اشخاص سالم به اندازه اي نيرومند است كه وقتي سرگرم آثار خود مي شوند مي توانند هر گونه مكانيسم دفاعي با سائق مربوط به من را ناديده انگارد . در اين رابطه جملة زير را از يك پزشك نقل كرده است تنها راه دوام آوردن زندگي دانستن وظيفه اي براي به انجام رساندن است تصور آلپورت از شخصيت سالم جنبة ديگري نيز دارد كه شايد خلاف انتظار به نظر برسد هدفهايي كه شخص سالم آرزو مي كند در نهايت دست يافتني است به نظر آلپروت شخصيت سالم بدون داشتن آرزوها و جهتي به سوي آينده نا ميسر است .


13- سلامت روان از نظري رل راجرز از يك فرم :

به نظر راجرز اساسي ترين انگيزه ، رفتار آدمي است مهمترين مفهوم در نظرية وي خويشتن است كه شامل افكار ، ادراكات و ارشهاي  است كه من را تشكيل مي دهد اين خويشتن ادراك شده بر ادراك فرد از جهاتي بر رفتار او تأثير مي گذارد . در نظر راحرز در رابطه با خود پنداره خويش است كه فرد دست به ارزيابي تجربه هاي مي زند و يك فرد سازگار و سالم خود پنداره آرماي دارد .   هرچه خويشتن آرماني به خويشتن واقعي نزديكتر باشد فرد راضي تر خواهد بود ولي فاصلة زياد بين اين دو به نارضايتي و نا خوشنودي منجر مي شود . راجر براي روان سالم از خود پنداري مثبت و يالم سخن به ميان مي آورد و خصايص زير را بر مي شمرد : 

پذيرش احساسات 

عزت نفس 

ارتباط خوب با ديگران 

زندگي كامل در زمان حال 

ادامه و يادگيري چگونه آموختن 

توانايي تصميم گيري 

خلاقيت ( شعاري 1371 ، ص 61 )

از اين نظريه دانان مزوم نخستين نظريه داني است كه سلامت روان را با خوشبختي برابر مي داند خوشبختب بخش و جدايي ناپذير شخصيت يالم است و نه محصول جنبي و تصادفي و حتي موجب اعتلا به يطوح عالي تر با روري مي شود خوشبختي چنان بخش از زندگاني سالم است كه مي توان آن را گواهي بر ميزان سلامت رواني كه شخص جوان دست يافته است پنداشت .

مردم شخصيت انساني را بيشتر محصول فرهنگ مي داند و در نتيجه به اعتقاد وي سلامت روان بيش از آنكه امري فردي باشد مسئله اي اجتماعي است . ( خوشدل ، 1369 ص 39 )

14- ملاكهاي مهم از نظر فيشن :           

عبارتست

شناخت خود و محيط 

استقلال فردي 

رفتار بهنجار و منطبق با معيارهاي جامعه 

پكپارچگي شخصيت 

او معتقد است انسان موجودي اجتماعي است كه براي سلامت روان و جسم خويش به همنوع وابستگي كامل دارد . ( قرچه . 1370 ، ص 70 )


15- عوامل مؤثر بر بهداشت رواني 

بنابر تعريفي ساده تمام خصايص رفتاري فرد كه موجب امتياز او از ديگران مي شوند شخصيت او را تشكيل مي دهد وجود اين خصايص در شكل دهي رفتار فرد نقش بسيزايي دارد .

از اين روست كه بين شخصيت فرد و بهداشت رواني او رابطة بسيار قوي وجود دارد . عوامل مؤثر در بهداشت رواني را مي توان به دو دسته عوامل فردي و عوامل اجتماعي تقسيم كرد .


14- ملاكهاي مهم از نظر فيشن :

عبارتست 

شناخت خود و محيط 

استقلال فرددي 

رفتار بهنجار و منطبق با معيارهاي جامعه 

يكپارچگي شخصيت 

   او معتقد است انسان موجودي اجتماعي است كه براي سلامت روان و جسم خويش به همنوع وابستگي كامل دارد . ( قرچه . 1370 ، ص 70 )


15- عوامل مؤثر بر بهداشت رواني 

بنابر تعريفي ساده تمام خصايص رفتاري فرد كه موجب امتياز او از ديگران مي شوند شخصيت او را تشكيل مي دهد وجود اين خصايص در شكل دهي رفتار فرد نقش بسيزايي دارد .

از اين روست كه بين شخصيت فرد و بهداشت رواني او رابطة بسيار قوي وجود دارد . عوامل مؤثر در بهداشت رواني را مي توان به دو دسته عوامل فردي و عوامل اجتماعي تقسيم كرد .

عوامل فردي :

تأمين نيازهاي جسماني :

بهداشت رواني مستلزم به بها دادن به تأمين نيازهاي اولية انساني همچون آب ، غذا ، و… است به هم خوردن تعادل بدني به عنوان يك خطر براي موجود زنده و موجب اختلال در بهداشت رواني خواهد شد .


تأمين نيازهاي رواني 

احساس ايمني 

اين احساس در هر سني وجود دارد و در هر سن منابع توليد آن متفاوت است هر تجربه اي كه احساس ايمني را تقويت كند سبب پيشرفت و سازش بيشتري در شخص مي شود و احساس نا اميني و احساس غالب اختلالات رواني است .


احساس ارزشمندي            

يكي ديگر از نيازهاي بشر است كه احساس ارزشمندي درجة تصويب تأييد و پذيرش و ارزشمندي است كه شخخص نصبت به خويش تن احساس مي كند هنگامي كه اين احساس در فرد متعادل است كه خود ايده آل يعني آن شخص كه فرد ميل داردد باشد ، خويشتن خود ، يعني آن تصويري كه فرد از خود دارد نزديك باشد .


ميل به موقعيت 

شخص براي اينكه خود را حفظ كند بايد احتياج به پيشرفت و معاليت مثبت دارد ارضاء شود و اگر اين تمايل مداوم سركوب شود شخص دچار بيماريهاي رواني مي‌شود .


واقع بيني 

شناختن تواناييها و محدوديت فردي و اجتماعي و واقع بيني ر رسيدن به هدف از اصول سلامت روان است سخص واقع بين اهدف خود را با توجه به شرايط موجود و استعدادهاي خود طرح ريزي مي كند .     


يادگيري گذشته 

اصول و قوانين يادگيري براي كساني كه در رشته بهداشت رواني مشغول به فعاليت هستند اهميت خاص دارند رفتاري كه در يك موقعيت بخصوص توليد شده است تمايل به تكرار مجدد شرايط مشابه را دارد .




عوامل اجتماعي 

از آنجه كه انسان نمي تواند به طور انفرادي زندگي كند خود را از تأثير ديگران به دور نگه دارد به همين سبب بهداشت رواني فرد تحت تأثير عوامل اجتماعي نيز هستند .


نمادهاي اجتماعي : خانواده ، مدرسه و جامعه از نهادهاي اجتماعي هستند كه در شخصيت فرد اثر بسزايي دارند . 


شرايط محيطي : به طور كلي منشأ بسياري از اختلالهاي رواني ،‌ناكاميها و تعارضهايي هستند كه براي شخص اهميت دارند ولي او از حل آنها عاجز است .

شرايط فشار رواني محيط ، ناكامي فرد ، سازگاري اجتماعي و وقايعي كه موجب استرس مي شود در پيدايش بيماريهاي رواني نقش مهمي دارند .


اصلاح و سبك روش زندگي :

 در حقيقت كار پيامبران الهي زير بناي آنچه را كه روانشناسان ، روانپزشكان فوق پس از مطالعه اختلالات و مشكلات رواني جوامع بشري به آن رسيده اند فراهم آورده اند .

بنظر مي رسد سبك و روش خاص كه پيامبران الهي براي زندگي بشر پيشنها كرده اند را انحصاري پيشگيري از اختلالات واكنشي رواني ، انحرافات جنسي و رفتارهاي ضد اجتماعي باشد به نكتة بسيار مهمي كه در اين مورد بررسي قرار مي گيرد گستردگي آموزشهاي الهي در جوامع بشري است .

اين آموزشها شامل تمام گروه اجتماعي مي گردند آموزشهاي الهي با نوعي تنظيم شده اند كه عملي ترين مسائل عملي و بهداشت رواني را با زباني ساده كه قابل فهم باشد بازگو نمايند .

17- نقش مذهب و فلسفة زندگي در بهداشت رواني :

در بخث مذهب و بهداشت رواني ، منظور ما بررسي اثرات مذهب بر بهداشت رواني است به عبارت ساده تر مي خواهيم ببينيم كه مذهب بر دو مفهوم بهداشت رواني يعني سلامت و تكامل رواني و پيشگيري از بيماري هاي رواني چه تأثير مي دارد . چنين بحثي در بعضي از جوامع بشري يك سره مسخره مي نمايد زيرا مفهومي كه آنها از مذهب دارند ، جاي انتظار هيچگونه نقش مثبتي را باقي نمي گذارد و اصولاً ممكن است چنين عنواني را در يك بحث علمي ، غير غابل طرح تلقي نمايند عدم پذيرش مذهب در جوامع بشري را مي توان در يكي از دو علت اصلي زير خلاصه نمود :

غير منطق بودن آموزشهاي مذهبي كه به فرد و جامعه معرفي شده اند و يا برخوردهاي غير منطقي متوليان مذهب  .

اصول مذهبي از منطق قوي برخوردار هستند ولي فرد و جامعه به علت تضعيف فطرت ، بصيرت و آگاهي خويش را از دشت داده اند در نتيجه قابل به تشخيص نفع و ضرر خويشند .

خود آگاهي ، فرد و قوه تخيل ، آب هماهنگي را كه خصيصه زندگي حيواني است را برهم زده اند پيدايي آنها ، انسان را به يك موجود غير عادي تبديل كرده و اعجوبه طبيعتش ساخته است او جزدي از طبيعت است ، مشمول قوانين فيزيكي آن و عاجز از دگرگون ساختن آنها است ، در نتيجه آگاهي از خويشتن به ناتواني و  محوديت وجود خويشتن پي برده و پايان كار خود ، سعني مرگ ، به تصور مي آورد . او هرگز از دوگانگي هستي خود گريز نداشته و قادر به رهايي از فكر خود نمي باشد زندگي انسان نمي تواند با تكرار نحوة زندگي عمنوعانش بگذرد او بايد زندگي كند او بايد دربارة نفس خد و دربارة مفهوم هستي خويش به خود حساب پس بدهد انگيزة او براي غلبه بر اين جدايي دورني ، يك اشتياق عذاب دهنده براي مطلوبيت يعني نوع ديگري از وحدت و هماهنگي است كه بتواند با فاجعة جدايي او از طبيعت ، از همنوعان و از خويشتن پايان دهد .

اگر انشان شعوري غير متجسم بود ، مقصود و هدف او. با يك نظام فكري جامع تحقق پيدا مي كرد ، اما از آنجا كه كليتي است داراي جسم و فكر مجبور ايت نه تنها در بخش فكري ،  بلكه در فراگگرد زندگي و در قسمت احساسات و اعمالش نيز در برابر دوگانگي هستي واكنش نشان دهد و براي رسيدن به يك تعادل جديد ، بايد وحدت و يگانگي با همة جنبه هاي هستي خويش را تجربه كند .

سرسپردگي به يك هدف يا نيروي برتر از انسان ، نظير خداوند ، جلوه اي است از اين نياز انسان به كمال در فراگرد هستي او . اريك فروم بالاخره نياز به يك نظام اعتقادي را جزء ذاتي انسان مي داند اضافه مي نمايد از آنجا كه نياز به يك نظام جهت گيري و اعتقادي جزئ ذاتي هستي انسان است مي توانبه وحدت و شدت اين نياز پي برد . به راستي هيچ منبع قدرتي قويتر از آن در بشر وجود ندارد .

با بررسي ديدگاههاي روانشناسان مي توان دريافت كه ويژگيعاي سلامت روان در يطح مورد نظر قرار گرفته است شخصيت در سطح بهنجاري و سپس در كمال .


18- انسان سالم :

روانشناسان با توجه به نگرشي كه نيبت به ماهيت انسان انگيزه هاي او ، چگ.نگي تأثير انگيزه ها ، برخورد و رشد شخصيت و عوامل مؤثر در آن دارند تعريفهاي گوناگوني را از انسان سالم ارائه مي دهند .

از ديدگاه فرويد شخص سالم دو ويژگي دارد .

الف) مي تواند دوست بدارد و دوست داشته شود .

ب) مي خواهد و مي توان كار بكند 

يونگ به تكامل شخصيت در سراسر زندگي اعتقاد دارد و از انسان سالم به عنوان شخصيت فرديت يافته تعبير مي كند .

فرديك يافتگان به مراحل عالي خود شناسي رسيده اند و خويشتن را هم در سطح هوشيا رو نا هوشيار مي شناسند و مي پذيرند اشخاص سالم ديگران را پذيرا مي باشند و با بردباري تحمل مي كنند .

آلپورت مشخصه هاي فرد سالم را بدين شرح بيان مي كند .

گسترش مفهوم خود 

ارتباط صميمانه با ديگران 

امنيت رواني كه توجه به نكات زير حاصل مي شود 

شناخت نقاط فوت و ضعف خود 

مهار احيايات خويش و هدايت آنها 

تحمل ناكاميها و دلسرديها 

ادرام واقع بينانه از واقعيت ها و پذيرش آنها به گونه اي كه وجود دارند . 

مسئوليت ، بدون داشتن ارزشمند بودن ايثار و تعهد انجام كار و پذيرش كار مهم مهارتهاي كافي براي انجام دادن آن رسيدن به بلوغ و سلامت رواني ميسر نيست .

داشتن فلسفه دو وحدت دهنده در زندگي .


11- ويژگيهاي انسان سالم از نظر راجرز               

پذسرش احساسات ، عزت نفس ، ارتباط خوب با ديگرانزندگي كامل در زمان حال ، ادامه يادگيري ، توانايي تصميم گيري خلاقيت انسان سالم از نظر ويكتور فرانكل :

در انتخاب اعمالشان آزادند ، شخص مسول هداست زندگي هستند معلول نيروهاي بيروني خود نيستند و بر زندگيشان تسلط آگاهانه دارند د رزندگي همتاي مناسب خود را يافته اند از توجه به خود فراتر رفته اند بر آينده مي نگرند و به هدفها و خلاقيت اتي توجه مي كنند . در نهايت امروزه شخص برخوردار از سلامت روانشناختي را با مفاهيمي زير بيان مي كنند .

برخورد از خود پنداري مثبت با رشد تكامل مداوم با داراي وحدت شخصيت با دانستن اددراك از دنيا و ديگران ، تسلط به محيط زمان كار و بازي ( پايانامه ، ش 65 )   

اين نقايص اگر بسيار ضعيف هم باشند از طريق ازمونهاي هوشي معلوم نمي شوند اما خود را در مقياس هدفدار تر عصب – روانشناختي و نيز بي قرار و تكانشوري مداوم كودك نشان مي دهد براي مثال در تحقيق از دانش آموزان پسر مدارس ابتدايي كه نتايج هوشبهر آنها بالاتر متوسط ، اما نتايج درسشان ضعيف بوده از طريق آزمونهاي عصب روان شناختي مشخص گرديد كه كاركرد قشر پيشاني آنها آسيب ديدده است .

بعلاوه آنها تكانشي ، وضطرب و معمولاً خرابكار و دچار مشكل بودند كه اين نشانگر عدم كنترل قشر پيش پيشاني برخواسته ها و اميال دستگاه ليمبيك آنهاست اين كودكان به رقم داشتن توان فكري فراوان بيش از سايرين در معرض خطراطي همچون شكست تحصيلي – الكليسم و بزهكاري قرار دارند به اين دليل كه توانايي فكري آنان ناقص است بله به اين خاطر كه كنترل آنها براي روي زندگي هيجاني نشان آسيب ديده است.  

Lunyd . Su2emon6 Prefy.ntal-C.rter

Americam q.urdal .F Psychiutryh 1950-1995       

+ تعداد بازدید : 156 |
نوشته شده توسط رسول در يکشنبه 11 شهريور 1397 و ساعت 20:56
خشکشویی آنلاین خشکشویی آنلاین سئو لاپاراسکوپی
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]