در رابطه با طبع های چهارگانه نظریات مختلف در طول تاریخ بیان شده است ؛ولی نتوانسته به درستی آن خدشه ای وارد کندو آن را تغییر دهد.

از زمانی که" ویلیام هاروی "کشف خود در باره جریان خون را منتشر کرد (که البته آن را به نام خود ثبت کرده بود )فرضیه طبایع چهارگانه متزلزل شد وبه آهستگی جای خود را به نظریه جریان خون سپرد ولی نظریه هاروی از نظر توجیه بیماری چنان ناقص بود که فرضیه ی اساسی طب عرب ،تا قرن 18و19که از سوی طرفداران مکتب مادی مورد حمله قرار گرفت مصون ماند .بعد" ویرکف"اعلام کرد که هیچ بیماری وجود ندارد که در آن تمام قسمت های بدن دچار اختلال شده باشد و من معتقدم که هیچ پزشکی نمی تواند به طور اصولی درباره یک بیماری بیندیشد مگر این که برای آن محلی در بدن یافته باشد . بدین ترتیب ملاحظه می شود که چرخش نظریه ، آن را به اندازه ی نیم دایره از نظریه ایرانیان منحرف می سازد ولی این ماده پرستی خشن ،مدت زیادی دوام نیاورد ،زیرا بعد از مدتی نقش سلسله اعصاب مرکزی و کیفیت اثر آن در غدد کشف شد . وقتی برتولد دریافت که پیوند بافت زنده ی بیضه به خروس های اَخته شده ،رشد آن ها را به شکل عادی خروس های معمولی در می آوردو نشان دادکه بیضه ها ماده ای از خود ترشح کرده ، در خون می ریزند که بر تمامی وجود تاثیر می کند ،دلیل کامل شد و نظریه ی جدید طبایع چهارگانه به وجود آمد و بدین ترتیب چرخش چرخ ،کامل گردید .نظریه جدید عینا مانند نظریه ی قدیم نه تنها ارتباط اعضای بدن را به محیطی که آن ها را فرا گرفته ، مورد توجه قرار می دهد ، بلکه رابطه ی فرد را با محیط معمولی او در نظر می گیرد.[1]با توجه به اینکه این نظریه مخالفین زیادی داشت ولی همچنان پایه طب است، اگرچه در دنیای غرب آنراقبول ندارند ولی در مواردی هم ازآن استفاده می کنند.زیرا نمی توان آن را در درمان نادیده گرفت و به درمان جامعی رسید..طب جدید مبتنی بر این عقیده است که عالم از توده ماده مرده تشکیل یافته که از یک طریق بین ناپذیری حیات از آن بوجود آمده است. در نظر ابن سینا تمام جهان مظهر یک اصل کلی حیات است که به وسیله صور فعل خود را انجام می دهد. در طب جدید صور اشیا، منشأ حیات است در حالی که به نظربوعلی این صور ثمره حیات است

حیات تمام عالم را فرا گرفته و این حیات از خالق عالم که مبدءهمه نیکیهاست سرچشمه می گیرد. این اصل حیات نه تنها در انسان و حیوانات و نباتات تجلی کرده است بلکه تمام موجودات را سوای عناصر اربعه در دامن خود فرا گرفته است. فقط چهار عنصر فاقد حیات است و حجم آنها به نظر بوعلی ناچیز است مخصوصاً در مقایسه با افلاک.

 



[1].منتظر .رضا.طب اسلامی گنجینه تندرستی .ص.379-380

+ تعداد بازدید : 164 |
نوشته شده توسط رسول در جمعه 26 مرداد 1397 و ساعت 2:41
ساخت وبلاگ
خشکشویی آنلاین بستن تبلیغات [x]